نسخه وب اپلیکیشن پنجره

خانه علاقه‌مندی‌ها 0 اکانت

کتاب او جان من بود

موجود

نوشته دکتر نیروانا مهر آیین روایت شکستن ها و ساختن ها است، روایت هر روز هزاران بار مردن و زنده شدن ها است، روایت جستجوی روزنه های زندگی در هیاهوی مرگ های پی در پی است. کتاب او جان من بود مملو از خاطرات تلخ و شیرینی است که در اوج از دست دادن ها به نگارش درآمده است هرچند خیلی دیر! او جان من بود تمام

+ بیشتر

توضیحات

نوشته دکتر نیروانا مهر آیین

روایت شکستن ها و ساختن ها است، روایت هر روز هزاران بار مردن و زنده شدن ها است، روایت جستجوی روزنه های زندگی در هیاهوی مرگ های پی در پی است.

کتاب او جان من بود مملو از خاطرات تلخ و شیرینی است که در اوج از دست دادن ها به نگارش درآمده است هرچند خیلی دیر!

او جان من بود تمام حسرت های یک زن جوان است که در لابه لای قساوت خویشانش جوانه زد و او را از آنچه نامش زندگی است محروم کرد. جوانه هایی که با مرگ

مهم ترین فرد زندگی اش ( حمید زرین پناه) که پدر بود برای او ریشه کن شد با نگاهی که در ثانیه های آخر از دخترش قول زندگی و شادمانی می گرفت حتی در نبود او.

بریده ای از کتاب او جان من بود

چقدر خوب میشد اگر آدمها به آخرین لحظه خودشان فکر

می کردند.

شاید اگر به آخرین لحظه فکر کنند بیشتر قدر لبخندها، نگاه ها،

دست تکان دادنها و سلام کردنها را بدانند.

بالاخره یک روز یا یک شب آخرین لحظه ما اتفاق می افتد. آخرین صبحانه، آخرین آهنگ، آخرین دلتنگی، آخرین خوشحالی و آخرین

نبض زندگی

اگر قرار باشد دنیا را با تمام داراییها و قدرتی که او را احاطه کرده، در یک لحظه از دست بدهیم دوست دارید لحظه آخرتان چطور باشد؟ نمیدانم، ولی باوری

میگوید: «وقتی روح از بدن خارج می شود، تا

چند روز در دنیای مادی به اتفاقات بعد از رفتنش نگاه می کند»

حال در آن لحظه که روحت به آخرین صحنهٔ زندگی ات بر می گردد و نگاه می کند، حسرت چه چیزی را می خوری؟ دلتنگ چه کسی می شوی؟ دوست داری کدام

حرف را دوباره با صدای بلند فریاد بزنی؟ میدانی که دیگر فرصتی برای انجام کار در دنیای زمینی را نداری، اما

چرا اینها را به تو میگویم؟

می خواهم  که باور کنی همه ما آمده ا یم که یک روز برویم. چه خوب می شد اگر مثل تولدمان که پاک و عاری از هرگونه گناه به

زمین آمده ایم در هنگام رفتن هم پاک و آراسته زمین را ترک کنیم. اگر بپذیریم که در نهایت ما هم خواهیم رفت، بیشتر به کسی که دوستش داریم می گوییم دوستت دارم

بیشتر به طلوع آفتاب نگاه می کنیم بیشتر برای ماهیهای دریا خورده نان می ریزیم، بیشتر لبخند می زنیم، بیشتر درخت می کاریم و بیشتر در سرمای زمستان برای پرنده ها

آشیانه گرم می سازیم!

مشخصات

دسته بندی :
کد کتاب : EP_7733
ناشر : انتشارات کیمیای اندیشه
مولف :
قطع : رقعی
تعداد جلد : 1 جلد
نوع جلد : جلد نرم
تعداد صفحات : 118
شابک : 978-6-2291-3342-2
نوبت چاپ : 1
سال چاپ : 1403
وزن : 144 گرم

نظرات کاربران

دیدگاهی ثبت نشده است.

کتاب به سبد خرید افزوده شد!

امکان افزودن تعداد بیشتر به سبد خرید وجود ندارد!